سی و چهار

یه جایی وسط خواب و بیداری، وسط مرگ و زندگی، تو گرگ و میش زندگی می زنه رو شونه ات، بعدش زل میزنه تو چشمات و می پرسه "خوب؟"

این دفعه نه می تونی داستان ببافی و نه می تونی دروغ بگی.

آدم نمی تونه به خودش مزخرف بگه.

  
نویسنده : رئیس آواره ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۳
تگ ها :